این استان زیبا با پهناوری ۴۲ هزار کیلومتر مربع در کنج شمال غرب فلات باستانی ایران جای خوش کرده است. مرز های اقامتگاه بوم گردی اذربایجان شرقی در بخش شمال استان آذربایجان را رود ارس بین این استان و کشور های ارمنستان و آذربایجان و نخجوان معلوم کرده است. از غرب، این استان با آذربایجان غربی هم جوار است و در جنوب، رشته کوه ها و جلگه ها محدوده بین آذربایجان شرقی و زنجان است. اما در شرق، کوه سبلان و گردنه صائین حائل میان این خطه و استان اردبیل است. سرزمین آذربایجان به سبب وضعیت مخصوص جغرافیایی، یکی از نقاط حساس و مهم میهن ماست. همین مهم بودن، حساسیت و وسعت سبب گشته تا این دیار با داشتن ویژگی های مشترک فرهنگی و باستانی و جغرافیایی به استان های اردبیل و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی تقسیم گردد. این استان دربردارنده ۱۲ شهرستان می باشد.
در میانه های سال ۱۳۱۶ ایران تبدیل به ده استان شد، که قسمت بزرگ آذربایجان فعلی از جمله تبریز به علاوه استان اردبیل و همچنین آستارا به استان سوم تبدیل شدند که مرکز ان تبریز بود، از سوی دیگر شهرستان مراغه و نقاط اطرافش به استان چهارم که مرکز آن ارومیه بود پیوستند، اما مراغه و آن نقاط اطرافش یعد ها به آذربایجان شرقی ملحق شدند. لازم به ذکر است که شهرستان آستارا در سال ۱۳۲۹ از اذربایجان شرقی جدا و به استان گیلان پیوست و اذربایجان امتیاز اتصال به خزر را از دست داد. استان اردبیل هم تا سال ۱۳۷۲ جزئی از آذربایجان شرقی فعلی بود که بعد از ان به شکل استانی مجزا و مستقل جدا شد
زبان اهالی استان آذربایجان شرقی، ترکی با لهجه آذربایجانی میباشد. محدود فارسی زبان در تبریز که مرکز این استان است، زندگی می کنند (کلانشهر تبریز) ساکن هستند که به ترکی آذربایجانی تسلط کامل دارند.
آذربایجان شرقی رده اول صادرات غیرنفتی ایران را داراست. علاوه بر این، استان آذربایجان شرقی به واسطه دارا بودن صنعت های عظیم و کارخانه جات مادر، یکی از پراهمیت ترین مراکز صنعتی ایران می باشد. حضور کارخانهجات عظیم صنعتی و تولیدی مانند پمپ ایران، لیفتراکسازی و همچنین وجود نیروگاه حرارتی تبریز، کارخانه پتروشیمی و پالایشگاه تبریز، سبب گشته که این استان و به ویژه تبریز، به عظیم ترین قطب صنعتی ایران مبدل شود.
زنان این استان عموما لباسهایی از نوع ابریشم، ترمه یا مخمل و مردها نیز از جنس پارچههای پشمی میپوشند.کلاههایی به نام «برک» یکی از بخش های پوشش زنان است. یایلیق و چارقد، کوینک، جبکن و آرکالیک پوشاک زنان را متشکل میسازد.پوشش مردان این منطقه تا پیش از موضوع کشف حجاب که در سال ۱۳۱۴ توسط رضاخان اتفاق افتاد، مانند دیگر نقاط ایران از کوینک (پیراهن) سفید آستیندار با یقهای گرد یا آخوندی تشکیل میشد. کتهای بلند دوره قاجار که در زبان ترکی محلی آرخالیق (بوزملی دن) نام داشت، از تنپوشهای مردان محسوب میشد. گالش و چاروق کفش معمولی مردان بود که نوع دوم از پوست احشامی مانند گاو میش تهیه میشد. با آغاز حکومت پهلوی، به تدریج این روال پاشیده شد و کت و شلوار و پیراهنهای امروزی جانشین لباسهای سنتی شد. همچنین علاوه بر سرپوشهایی مانند عرقچین و یون بورک (کلاهی از جنس الیاف پشم گوسفند) استفاده از کلاههای لبهدار نیز در بین مردان رواج یافت.